سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

746

تاريخ ايران ( فارسى )

اين بود كه براى حفظ جان و مال خود ، امرا و اشراف كشور ناچار تبعيت عرب را قبول و سر تسليم خم نمودند . بىاعتنائى و تحقير فاتحين نسبت به اين ملت مغلوب خيلى بيشتر از استخفاف و تحقيرى بوده است كه نرمان‌ها نسبت به ساكسون‌ها ميكردند ، چنان كه از اين قول تلخ و گزندهء زير ميتوان فهميد كه آن تا چه اندازه بوده است . « فقط سه چيز است كه نماز را باطل مىكند ، اول گذشتن يكى از موالى ( حليف يا تابع ) از جلو مصلى ، دوم حمار ، سوم سگ « 1 » » ، ليكن دوائر مالى ايران مطابق اصول قديم اين كشور اداره ميشد و ايرانىها عوض اينكه آنها را خارج كنند روى كار بودند . از قراريكه معلوم مىشود در قرن دهم ميلادى در فارس زردشتىها اكثريت داشته‌اند و نيز در قهستان قسمت مركزى خراسان حاليه جمع كثيرى ساكن بوده‌اند . جماعتى هم از آنها از راه هرمز به هندوستان مهاجرت نمودند ، ولى عدهء آنها زياد نبوده است . از مورخين عرب چنين برميآيد كه جامعهء زردشتىها و آتشكده‌هاى آنان در خيلى از نقاط ايران تا اين اواخر باقى بوده است . حاليه از پيروان دين قديم زردشت فقط دو دستهء بزرگى هستند كه در كرمان و يزد مسكن دارند و مطابق اطلاعاتى كه خود من بدست آورده‌ام زردشتىهاى دهات و بخش‌هاى مختلف شمال غربى نيز تا سدهء نوزدهم ميلادى « 2 » اسلام نياورده بودند . اگرچه ايران تا مدتى موجوديت سياسى خود را از دست داده مستقل نبود ولى از حيث استعداد و هوش توانست با قدم سريعى مزيت و برترى خود را بر عرب به بروز و شهود برساند و پس از چند قرنى اعراب را كه در علوم و ادب كاملا تحت تأثير اين كشور بودند خارج ساخته و آنها را به همان ريگستان كه از آنجا سر بلند كرده بودند عودت دهد ، ولى از طرف ديگر سلوك زشت و تحقيرى كه از ايرانيها مينمودند اثر آن تا چند نسل باقى بود .

--> ( 1 ) - رجوع شود به « تاريخ تمدن اسلامى جرجى زيدان ( يادداشت گيب ) ( مؤلف ) . ( 2 ) - رجوع شود بكتاب « ده هزار ميل » صفحهء 156 ( مؤلف ) .